آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 56
بازدید ماه : 53
بازدید کل : 95649
تعداد مطالب : 197
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1
Alternative content
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
برگزاری دومین دوره مسابقه خاطره نویسی کتابداران و اعضای کتابخانه ها
عباس برزگر و خانوادهاش
روزآفرین: از اقامتگاهی که ساختهاید و فعالیتهای خود بگوئید.
من دو منطقهی اقامتی برای گردشگران دارم؛ یکی مزرعهی خودم در روستای بزم که مربوط به زندگی روستایی و دامداری و کشت و پرورش محصولات ارگانیک است و خودم در آنجا از مهمانها پذیرایی میکنم. توریستها میتوانند در مدت اقامت خود در این اقامتگاه مراحل کاشت و آبیاری یا دروی همهی محصولات تا سرو شدن آنها را از نزدیک ببینند (بسته به زمان هر کدام از این فعالیتها در سال). در این مزرعه که منزل مسکونی بنده نیز در آن قرار دارد، علاوه بر اتاقهای خواب معمولی روستایی...
درآمد معادل فروش نفت از اجاره سیاه چادر به توریستها؛ تمام سیاه چادرهای عباس برزگر تا سال ٩٥ رزرو است.
کارآفرینمیلیارد دلاری ایران کارش را از دستفروشی و درآمد روزانه ٣هزار تومان شروع کرده است. او تنها ٣٨سال دارد و درآمدزایی چشمگیرش با یک اتفاق معجزهآسا استارت خورده است. «عباس برزگر»، زاده و ساکن یک روستای بسیار کوچک به نام «بزم» شهرستان بوانات در استان فارس است. روستایی که نهچندان حاصلخیز است و نه جاذبه خاصی دارد اما با موقعیتشناسی درست این جوان روستایی توانسته در کتاب راهنمای گردشگری یونسکو، عنوان شگفتانگیزترین تجربه گردشگری ایران را از آن خود کند.به گزارش شهروند، برزگر در یک شب بارانی ٢ گردشگر آلمانی را به خانه فقیرانه خود میهمان و از آنها با دمپختک و ترشی لیته پذیرایی میکند. میهمانان خارجی برزگر با پذیرایی صمیمانه و بیریای او ٢ روز تمام به سبک روستاییان ایرانی زندگی میکنند و گویا این تجربه منحصربهفرد آنقدر برایشان جذاب بوده است که ...
ني ني توي حياطه
چشمش به آسمونه
منتظره برف بياد
از ابر دونه دونه
به ابر ميگه :چرا کم
برف مي آري واسه مون
زمستونه ! لم نده
بي کار توي آسمون
برف هاي ديروز تو
هي چيکه چيکه آب شد
آدم برفي اي که
ساخته بودم خراب شد
برف هاي سردتر بريز
توي حياط خونه
برفي که زود آب نشه
يکي دو روز بمونه
ناصر کشاورز
برندگان مسابقه «مترسک های پاییزی»
نفر اوّل: مهدیه هاشمی
نفر دوم: علی محمدی
نفر سوم: پریسا عرب زاده
نفر چهارم: بی بی گل عرب
*****
برندگان مسابقه نقاشی
«ویژه میلاد پیامبراکرم(ص) و امام صادق (ع)»
نفر اول: فاطمه عسگری
نفر دوم: ملیکا باقری
نفر سوم: امیرحسین عباسی
نمایشگاه مناسبتی کتاب ویژه میلاد پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)
داستانک «متشکرم» از آنتوان چخوف
همين چند روز پيش، "يوليا واسيلي اونا" پرستار بچههايم را به اتاقم دعوت كردم تا با او تسويه حساب كنم.به او گفتم: - بنشينيد يوليا. ميدانم كه دست و بالتان خالي است، اما رو در بايستي داريد و به زبان نميآوريد. ببينيد، ما توافق كرديم كه ماهي سي روبل به شما بدهم. اين طور نيست؟ چهل روبل.نه من يادداشت كردهام. من هميشه به پرستار بچههايم سي روبل ميدهم. حالا به من توجه كنيد. شما دو ماه براي من كار كرديد. دو ماه و پنج روز دقيقا. دو ماه. من يادداشت كردهام، كه ميشود شصت روبل. البته بايد نه تا يكشنبه از آن كسر كرد.همانطور كه ميدانيد يكشنبهها مواظب "كوليا" نبودهايد و براي قدم زدن بيرون ميرفتيد. به اضافه سه روز تعطيلي"...يوليا واسيلي اونا" از خجالت سرخ شده بود و داشت با چينهاي لباسش بازي ميكرد ولي صدايش در نميآمد.سه تعطيلي. پس ما دوازده روبل را براي سه تعطيلي و نه يكشنبه ميگذاريم كنار... "كوليا" چهار روز مريض بود. آن روزها از او مراقبت نكرديد و فقط مواظب "وانيا" بوديد. فقط "وانيا" و ديگر اين كه سه روز هم شما دندان درد داشتيد و همسرم به شما اجازه داد بعد از شام دور از بچهها باشيد. دوازده و هفت ميشود نوزده. تفريق كنيد.آن مرخصيها، آهان شصت منهاي نوزده روبل ميماند چهل و يك روبل. درسته؟ چشم چپ يوليا قرمز و پر از اشك شده بود. چانهاش ميلرزيد. شروع كرد به سرفه كردنهاي عصبي. دماغش را بالا كشيد و چيزي نگفت.... و بعد، نزديك سال نو، شما يك فنجان و يك نعلبكي شكستيد. دو روبل كسر كنيد. فنجان با ارزشتر از اينها بود. ارثيه بود. اما كاري به اين موضوع نداريم. قرار است به همه حسابها رسيدگي كنيم و... اما موارد ديگر... به خاطر بيمبالاتي شما "كوليا" از يك درخت بالا رفت و كتش را پاره كرد. ده تا كسر كنيد... همچنين بيتوجهي شما باعث شد كلفتخانه با كفشهاي "وانيا" فرار كند. شما ميبايست چشمهايتان را خوب باز ميكرديد. براي اين كار مواجب خوبي ميگيريد. پس پنج تاي ديگر كم ميكنيم... دردهم ژانويه ده روبل از من گرفتيد... يوليا نجوا كنان گفت: من نگرفتم.اما من يادداشت كردهام... خيلي خوب. شما شايد... از چهل و يك روبل، بيست و هفت تا كه برداريم، چهارده تا باقي ميماند.چشمهايش پر از اشك شده بود و چهرهعرق كردهاش رقتآور به نظر ميرسيد. در اين حال گفت: من فقط مقدار كمي گرفتم...سه-روبل از همسرتان گرفتم نه بیشتر! ديدي چه طور شد؟ من اصلا آن سه روبل را از قلم انداخته بودم. سه تا از چهارده تا كم ميكنيم. ميشود يازده تا... بفرمائيد، سه تا، سه تا، سه تا، يكي و يكي.يازده روبل به او دادم. آنها را با انگشتان لرزان گرفت و توي جيبش ريخت و به آهستگي گفت: متشكرم.جا خوردم. در حالي كه سخت عصباني شده بودم شروع كردم به قدم زدن در طول و عرض اتاق و پرسيدم: چرا گفتي متشكرم؟ به خاطر پول. يعني تو متوجه نشدي كه دارم سرت كلاه ميگذارم و دارم پولت را ميخورم!؟ تنها چيزي كه ميتواني بگويي همين است كه متشكرم؟! در جاهاي ديگر همين قدرهم ندادند. آنها به شما چيزي ندادند! خيلي خوب. تعجب ندارد. من داشتم به شما حقه ميزدم. يك حقه كثيف. حالا من به شما هشتاد روبل ميدهم. همهاش در اين پاكت مرتب چيده شده، بگيريد... اما ممكن است كسي اين قدر نادان باشد؟ چرا اعتراض نكرديد؟چرا صدايتان در نيامد؟ ممكن است كسي توي دنيا اينقدر ضعيف باشد؟ لبخند تلخي زد كه يعني "بله، ممكن است."به خاطر بازي بيرحمانهاي كه با او كرده بودم عذر خواستم و هشتاد روبلي را كه برايش خيلي غير منتظره بود به او پرداختم. باز هم چند مرتبه با ترس گفت:
- متشكرم. متشكرم.بعد از اتاق بيرون رفت و من مات و مبهوت مانده بودم که در چنین دنیایی چه راحت می توان زورگو بود!
مهدی رحیمی فرزند عباس یکی از اعضای فعال کتابخانه 12 نسخه کتاب به کتابخانه کوثر اهدا نمود.
اسامی کتاب ها:
آشنایی با ورزش 1، آشنایی با ورزش 2، اسب سخنگو، نمکی، ولادت، سعادت، ضامن آهو،شکایت، بشارت، عنایت، حسنی به مکتب نمی رفت و ...، آموزش ژنتیک
از ایشان سپاسگزاریم و برایشان آرزوی موفقیت می کنیم!
کتابخانه عمومی کوثر برگزار می کند:
مسابقه حضوری" نقاشی"
(ویژه میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع))
گروه سنی : 14-5 سال
در پنجمین همایش تجلیل از کتابداران و فعالان نهضت مطالعه مفید که در اواخر ماه جاری برگزار خواهد شد به آثار برگزیده جوایزی اهداخواهد شد.
کتابخانه هیچ مسئولیتی در برابر تهیه لوازم نقاشی نخواهد داشت و کلیه شرکت کنندگان می بایست ابزار مورد نیاز برای نقاشی را همراه خود داشته باشند.
زمان : چهارشنبه 93/10/17 - ساعت 15 الی 18 عصر
اطلاعیه نهاد کتابخانه های عمومی کشور درباره لغو آزمون استخدامی 93
"علی پرنده" یکی از اعضای کتابخانه 12 نسخه کتاب کودک به کتابخانه کوثر اهدا نمود . از او سپاسگزاریم.
کتاب های اهدایی او از این قرارند: