مسابقه داستان نویسی

تبلیغات

نویسندگان

پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

درباره ما

    این وبلاگ جهت معرفی کتابخانه عمومی کوثر زیباشهر ایجاد گردیده است. شما دوستان گرامی میتوانید اخبارکتابخانه، تازه های کتاب،معرفی کتاب، مسابقات کتابخوانی ،مسابقات فرهنگی،برنامه های بخش کودک،اخبار نهاد کتابخانه های عمومی و دیگر مطالب مفید و خواندنی را در این وبلاگ بخوانید. ساعات کاری کتابخانه: ;کتابخانه همه روزه ساعت 13 الی 19 و پنج شنبه ها از ساعت 8 الی 13:30 باز می باشد. آدرس : اصفهان -زیباشهر- بلوار امام- خ خیام -کتابخانه عمومی کوثر پست الکترونیک: darshori1508@gmail.com شماره تماس: 03152545700

امکانات جانبی

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    موبایل :
    ایمیل :
    نام اصلی :

آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 206
    کل نظرات کل نظرات : 0
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 0
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 3

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 0
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 2
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
    آي پي امروز آي پي امروز : 0
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 1
    بازدید هفته بازدید هفته : 12
    بازدید ماه بازدید ماه : 191
    بازدید سال بازدید سال : 1001
    بازدید کلی بازدید کلی : 1001

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 216.73.216.88
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : یکشنبه 17 آبان 1405

مسابقه داستان نویسی

 

مسابقه داستان نویسی با حضور تعدادی از علاقه مندان به داستان در محل کتابخانه کوثر برگزار گردید. در این رقابت دوستانه که به مناسبت روز دختر برگزار شد از شرکت کنندگان خواسته شد  با کلمات زیر یک داستانک بنویسند:

دختر،قهرمان،بی معنی،پولدار،زمان،سبز،خوشحالی،معما،دوچرخه،فکر

 

 

برنده مسابقه داستان نویسی با کلمات

 

برگزار شده در تاریخ 13/04/ 1398

 

امیر محمد حسن زاده

 

یک روز یک دختر بیمار به این فکر افتاد که آیا یک بیمار سرطانی می تواند قهرمان شود؟! او کمی فکر کرد و گفت این فکر بی معنی است. کدام دختری را دیده ای که بیمار باشد و قهرمان شود. مادر دختر آمد و گفت: دختر عزیزم! امید یک چیزی است که خودت می توانی به خودت هدیه دهی و همه از این راه توانسته اند قهرمان و پولدار شوند.

دختر خوشحال شد و گفت: اکنون زمان آن رسیده که من هم موفق شوم مادر عزیزم تو زمین مرا که خشک شده بود آب دادی و آن را سر سبز کردی از تو ممنونم! مادر دختر گفت:موفقیت یک معماست که اگر آن را حل کنی مثل یک دوچرخه دنیا به کامت می شود.



تاریخ ارسال پست: شنبه 15 تیر 1398 ساعت: 09:16
می پسندم نمی پسندم

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید