روایت واقعه عاشورا در شعر علی معلم دامغانی

تبلیغات

نویسندگان

پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

درباره ما

    این وبلاگ جهت معرفی کتابخانه عمومی کوثر زیباشهر ایجاد گردیده است. شما دوستان گرامی میتوانید اخبارکتابخانه، تازه های کتاب،معرفی کتاب، مسابقات کتابخوانی ،مسابقات فرهنگی،برنامه های بخش کودک،اخبار نهاد کتابخانه های عمومی و دیگر مطالب مفید و خواندنی را در این وبلاگ بخوانید. ساعات کاری کتابخانه: ;کتابخانه همه روزه ساعت 13 الی 19 و پنج شنبه ها از ساعت 8 الی 13:30 باز می باشد. آدرس : اصفهان -زیباشهر- بلوار امام- خ خیام -کتابخانه عمومی کوثر پست الکترونیک: darshori1508@gmail.com شماره تماس: 03152545700

امکانات جانبی

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    موبایل :
    ایمیل :
    نام اصلی :

آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 206
    کل نظرات کل نظرات : 0
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 0
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 3

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 0
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 2
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
    آي پي امروز آي پي امروز : 0
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 1
    بازدید هفته بازدید هفته : 12
    بازدید ماه بازدید ماه : 191
    بازدید سال بازدید سال : 1001
    بازدید کلی بازدید کلی : 1001

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 216.73.216.88
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : یکشنبه 17 آبان 1405

روایت واقعه عاشورا در شعر علی معلم دامغانی

 
روزی كه در جام شفق مل كرد خورشید

بر خشك چوب نیزه‌ها گل كرد خورشید
 

شید و شفق را چون صدف در آب دیدم


خورشید را بر نیزه گوئی خواب دیدم

 

خورشید را بر نیزه؟ آری اینچنین است


خورشید را بر نیزه دیدن سهمگین است

 

بر صخره از سیب زنخ بر می‌توان دید


خورشید را بر نیزه كمتر می‌توان دید

 

در جام من می پیش تر كن ساقی امشب


با من مدارا بیشتر كن ساقی امشب

 

بر آبخورد آخر مقدَّم تشنگانند


می ده حریفانم صبوری می‌توانند

 

این تازه رویان كهنه رندان زمینند


با ناشكیبایان صبوری را قرینند

 

من صحبت شب تا سحوری كی توانم


من زخم دارم من صبوری كی توانم

 

تسكین ظلمت شهر كوران را مبارك


ساقی سلامت این صبوران را مبارك

 

من زخم‌های كهنه دارم بی شكیبم


من گرچه اینجا آشیان دارم غریبم

 

من با صبوری كینه دیرینه دارم


من زخم داغ آدم اندر سینه دارم

 

من زخم‌دار تیغ قابیلم برادر


میراث‌خوار رنج هابیلم برادر

 

یوسف مرا فرزند مادر بود در چاه


یحیی! مرا یحیی برادر بود در چاه

 

از نیل با موسی بیابانگرد بودم


بر دار با عیسی شریك درد بودم

 

من با محمد از یتیمی عهد كردم


با عاشقی میثاق خون در مهد كردم

 

بر ثور شب با عنكبوتان می‌تنیدم


در چاه كوفه وای حیدر می‌شنیدم

 

بر ریگ صحرا با اباذر پویه كردم


عمار وَش چون ابر و دریا مویه كردم

 

تاوان مستی همچو اشتر باز راندم


با میثم از معراج دار آواز خواندم

 

من تلخی صبر خدا در جام دارم


صفرای رنج مجتبی در كام دارم

 

من زخم خوردم صبر كردم دیر كردم


من با حسین از كربلا شبگیر كردم

 

آن روز در جام شفق مل كرد خورشید


بر خشك چوب نیزه‌ها گل كرد خورشید

 

فریادهای خسته سر بر اوج میزد


وادی به وادی خون پاكان موج میزد

 

بی درد مردم ما خدا، بی درد مردم


نامرد مردم ما خدا، نامرد مردم

 

از پا حسین افتاد و ما برپای بودیم


زینب اسیری رفت و ما بر جای بودیم

 

از دست ما بر ریگ صحرا نطع كردند


دست علمدار خدا را قطع كردند

 

نوباوه‌گان مصطفی را سربریدند


مرغان بستان خدا را سربریدند

 

دربر گریز باغ زهرا برگ كردیم


زنجیر خائیدیم و صبر مرگ كردیم

 

چون بیوه‌گان ننگ سلامت ماند برما


تاوان این خون تا قیامت ماند برما

 

روزی كه در جام شفق مل كرد خورشید


بر خشك چوب نیزه‌ها گل كرد خورشید

حسین ع -یا حسین شهید عاشورا



تاریخ ارسال پست: دوشنبه 05 آبان 1393 ساعت: 12:06
می پسندم نمی پسندم

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید